569
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:49
پسر دست راستش را روی میز به سمت جلو برد، از کنار لیوان قهوۀ دخترک گذشت تا به دستانش رسید که انگشتانش در هم گره شده بودند و کمی میلرزید. دستش را روی دستهای دختر گذاشت و گفت: یکم آروم باش. یه نفس عمیق بکش تو برنامه ت چیه؟ چیکار میخوای بکنی؟ پسر با انگشتانش آرام روی دست دختر میکشید. پسر گفت: کی باید بر...
571
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:49
+ بوسه هات مثل یک جرعه شیر گرمه . . . - خب این الان یعنی خوب یا بد؟
572
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:49
این بار فقط خفه شو لعنت به اون منطق و ذهن برنامه ریزی شدت فقط خفه شو و از منطقت استفاده نکن