برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
یا کاش خودم حداقل جرات تموم کردنشو داشتم؛ خیلی سریع، بدون درد
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
بار اول: درد ما را نیست درمان الغیاث
بار دوم: سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
اگه بدونم بعد از مرگم زندگی وجود داره، در قالب تناسخ یا هر حالت دیگه ای، تردید نمیکنم که باید این مرحله رو در اسرع وقت تموم کنم تا زندگی جدیدمو شروع کنم.
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
زمانی نوبت به محاکمه من میرسه که عکساتو دوباره میبینم.
شب از شدت خستگی میخوابم و ساعتو برای تکرار رنج دوباره کوک میکنم.
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
فیلم رو pause کردم و گفتم : خب . . . ؟
چند ثانیه صبر کردم. چیزی نگفت. دوباره فیلم رو play کردم.
گفت: در ضمن، اون نوشته های مزخرفت، اصلا هم قشنگ نیست. هیچ جذابیتی توی نوشته هات نیست. بیشتر شبیه یک پیرپسر واپس زدۀ احمق مینویسی.
زیر نویس آخرین جمله فیلم رو خوندم و گفتم: میدونم. خب . . . ؟
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
توی دوراهی انتخاب بین حفظ غرور یا عشق، عاقل کسیه که غرورش رو انتخاب کنه و عاقل تر از اون کسیه که عشق رو .
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی