خرید بک لینک

درباره سایت

سایه ای که هنوز نبضش میزند

آخرین مطالب

امکانات وب

پسر دست راستش را روی میز به سمت جلو برد، از کنار لیوان قهوۀ دخترک گذشت تا به دستانش رسید که انگشتانش در هم گره شده بودند و کمی میلرزید. دستش را روی دستهای دختر گذاشت و گفت: یکم آروم باش. یه نفس عمیق بکش

تو برنامه ت چیه؟ چیکار میخوای بکنی؟

پسر با انگشتانش آرام روی دست دختر میکشید. پسر گفت: کی باید بری؟

دختر بیقرار بود، بدون اینکه دنبال چیزی باشد به اطرافش نگاه کرد و گفت: تا سه هفته دیگه باید برم وین برای مصاحبه.

اگه قبولشی، چندوقت باید بمونی؟ بغض نکن. برای همه چیز برنامه ریزی میکنیم و درستشون میکنیم.

دختر بغضش ترکید و گفت: لعنتی، یکم این زمانبندی ها و برنامه ریزی های پیچیده تو بذار کنار. یکم بیا توی این دنیای کثافت واقعی خارج از برنامه هات. نیگام کن، دارم میرم.

پسر که نمیتوانست به چشم های دختر نگاه کند، به انگشتان خودش خیره شده بود که روی پوست سفید دختر میکشید. کمی فکر کرد، هیچ حرف آرامش بخشی به ذهنش نرسید. فقط توانست بگوید: درستش میکنم

برچسب: 569 dine,569,569 area code,569 lexington avenue,56901,569 levis,5695,569 lexington ave,56935,5695 instructions, نویسنده: بردیا رضایی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:49

صفحه بندی