تمام راه عطرت را نفس کشیدم و بغضم را خوردم، تااینکه دخترک به مقصدش رسید و از تاکسی پیاده شد و رفت، چون تو، که نیمه راه به مقصودت رسیدی و رفتی.
و من فهمیدم که دوست داشتن باید بویی شبیه همین عطری که گاه و بیگاه گلویم را فشار میدهد باشد
+ نوشته شده در شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:50 توسط doobi |
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
تاريخ: سه
شنبه
20 تير
1396 ساعت: 2:32