خرید بک لینک

درباره سایت

سایه ای که هنوز نبضش میزند

آخرین مطالب

امکانات وب

چرا کار، اولویت اول یک مرد میشه:

1- چون میبینه هرچقدر که برای کارش زمان میذاره، بهش اهمیت میده، برای پیشرفتش تلاش میکنه، همه اینا موجب میشه که پیشرفتش سریعتر بشه و موجب ارتقاءش میشه. تک تک ثانیه هایی که برای کار صرف میکنه، براش بازخورد خوب داره.

2- هیچوقت کار یک مرد، برنمیگرده بهش بگه: اصلا برام مهم نیست که خسته ای. امروز باید برای من وقت بذاری و برای بهتر شدن من، یک کتاب مرتبط بخونی. یا هیچوقت کار یک مرد بهش نمیگه: چطور برای اینکه بری اون کلاس وقت داری، اما تا به من میرسه، خسته ای و نمیتونی بیشتر روی من تمرکز کنی؟ یه مرد هر زمان که توانشو نداشته باشه، میتونه دست از کار بکشه، بدون اینکه مواخذه بشه

3- یک مرد وقتی کار میکنه، پرستیژی میگیره که آدم های اطراف اون، بیشتر اونو توی اون پرستیژ دوست دارن. هر زمانیکه از اون پرستیژ خارج میشه و میخواد یکم راحت تر باشه، بیشتر بگه و بخنده و کارهایی از این دست، بقیه میگن: نیگاکن، مردک چقدر جلفه، فقط سر کار ظاهر سازی داره. همین موجب میشه که یک مرد، بیشتر به کارش بچسبه و آدم محبوبی باشه، تا اینکه بخواد راحت تر باشه، اما بقیۀ مردم طردش کنن

4- کار هیچوقت یک مرد رو به دروغگویی متهم نمیکنه. نهایتا خود مرد میفهمه که اگه کاری کرده که موجب شده حرفه ش آسیب ببینه، باید تلاش کنه و جبران کنه. نباید ساعت ها بشینه و توضیح بده، اظهار غلط کردم بکنه، آخرش هم بخشیده نشه.

5- حرفۀ یک مرد، هیچوقت تنهاش نمیذاره. همیشه میتونه بهش دسترسی داشته باشه و ازش استفاده کنه تا پیشرفت کنه، نیازنیست همش این ترس رو داشته باشه که نکنه یه روز تنهام بذاره، یه روز بگه دیگه از من خوشش نمیاد، یه روز صبح که پاشدم بگه از کارها و حرفات خندم میگیره و خیلی بچگانه رفتار میکنی، بعدش بذاره و بره. کار همیشه با مرد میمونه

6- یه مرد، میتونه آینده کاریش که توی اون آرزو داره به موفقیت برسه رو تجسم کنه و از ته دل خوشحال بشه، بدون هیچ ابهام یا تردیدی، یا شک اینکه نکنه فردا که بیدارشدم، ببینم آینده کاریم نشسته جلوم و میگه: دیگه ازت خسته شدم. دیگه مثل گذشته منو شاد نمیکنی، دیگه اون ابهتو برام نداری، میخوام برم. هیچوقت توی تجسم یه آینده کاری موفق و شاد، ابهامی نیست.

7- یه مرد در هر زمان، میتونه ساعت ها بشینه و دررابطه با کارش برای دیگرون توضیح بده یا رویا پردازی کنه. ساعت ها میتونه این کارو ادامه بده. یا میتونه ساکت یه گوشه بشینه و اصلا به کارش فکر نکنه و دررابطه ش حرف نزنه، بدون اینکه بخواد کسی متهمش کنه که تو همیشه تا حرف به اینجا میرسه، ساکت میشی، ولی برای فلان موضوع همیشه وقت داری که حرف بزنی. هیچوقت کار یه مرد نمیگه: تو منو فقط بخاطر پول میخواستی. هیچوقت کار یه مرد بهش نمیگه: چطور تا بحث از فلان مهارت میشه براش کلی حرف داری، اما تا حرف از اون یکی مهارت میشه همیشه ساکت میشی یا اینکه نهایتا میگی بذار زمان بگذره ببینم باید چیکار کنم، یا اینکه فقط نیگاه میکنی و هیچی نمیگی. هیچوقت یه مرد از کارش همچین حرف هایی رو نمیشنوه.

8- یه مرد، شاید از تنها شدن خسته شده که اینقدر به کارش چسبیده و اونو ول نمیکنه. شاید دلیلهاش تموم شدن و کار آخرین دلیلیه که با اون میتونه همه، خصوصا و از همه مهمتر خودشو گول بزنه. شاید همیشه با همون کارش تنها بمونه، شاید یه روز به خودش بیاد و ببینه از همه دنیا دور افتاده و همه آدم ها فقط و فقط زمانیکه کت و شلوار به تن داره و در قالب یک متخصص ظاهر میشه دوستش دارن و توی دنیای آدم های شاد جایی نداره، اما حداقل خیالش راحته که هیچوقت زمانیکه توی اون لباسه، تنها نیست. همه بهش احترام میذارن. اینجوری، حداقل 8 ساعت از هر روز یه آدمه که تنها نیست، قابل احترامه و همه دوستش دارن. شاید.

+ نوشته شده در یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:14 توسط doobi |

برچسب: نویسنده: بردیا رضایی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 17:41

صفحه بندی