به گارسنی که غذای اشتباه سر میز آورده بود خنده ای تحویل دادم و سریع رویم را به سمت دیوار رو به رو برگرداندم و با خودم فکر میکردم چقدر تمام این شلوغی ها، این آهنگ های بلند روشنفکرنما، این صدای خنده بلند میز کناری و صدای خنده بلند آن دختر و حتی سطح سیقلی میز خسته ام میکند.
کاش یکم سکوت، یک قنجان قهوه و کسی بود که خاطره ای دور را با خنده بازگو کنیم
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی