واقعه نگاری شش ساعت و ده دقیقه از روز چهارشنبه 30مرداد1395 ساعت 15:00 : مرد در Lan massenger شرکت خطاب به همکارانش نوشت "بچه ها، من امروز خیلی خستم. اگه هرکدومتون موضوعی رو دارین که باید باهم بررسیش کنین، بیاین توی اتاقم که باهم چک کنیم، اگه چیزی نیست، موضوعات باقیمونده رو شنبه باهم بررسی میکنیم" ، بعد از اون، سیستمش رو خاموش کرد، کت و سوئیچ ماشینش رو برداشت و آروم به سمت درب خروج شرکت رفت و بعد از یه صحبت چند دقیقه ای با یکی از مدیران دیگۀ اون شرکت، ساعت 15:25 به قصد خرید قرص مسکن برای سردردش راهی داروخانه شد تا اونروز عصر رو به یک استراحت کامل بگذرونه. ساعت 15:30: "آدرس...
ادامه مطلب